زبان تکنولوژي مدرن
در حاليکه کامپيوترها و ديگر وسايل الکترونيکي مدرن، زندگي ما را آسانتر کرده اند برخي اوقات بايد فکر کرد که خطرات آنها در کجا نهفته است و فوايد آنها کدام است.
من به برخي از زيان هاي تکنولوژي مدرن فکر کرده ام
کري: بسياري افراد به دليل گوش کردن به موسيقي سنگين متال بدون محافظت از گوش گرفتار کري شده اند. نمي توان به درستي گفت چند نفر انسان در حدود سن 30 سال وجود دارند که قدرت شنوايي آنها مثل افراد 90 ساله است و حتي به استفاده از وسايلي چون سمعک هم رضايت نمي دهند. اين افراد بخشي از جامعه تکنولوژيک مدرن هستند.
عدم توانايي جمع و تفريق: استفاده مداوم از ماشين حساب باعث شده است که افراد زيادي توانايي جمع و
تفريق را از دست بدهندو نتوانند حتي يک ستون ساده از اعداد را با هم جمع بزنند
عدم توانايي پيداکردن نشاني: به اين مساله دقت کرده ايد که افراد چگونه به استفاده از GPS معتاد شده اند. بسياري بدون GPS ساده ترين آدرس ها و نشاني ها را پيدا نمي کنند.
عدم توانايي برقراري ارتباط با ديگران: با وجود هزاران کانال تلويزيوني و اينترنت و پيامک هاي تلفني با اينکه در کوتاه ترين مدت مي توان باتعداد زيادي از افراد در ارتباط بود اما واقعيت اين است که اين ارتباطات بسيار ضعيف هستند و ديگر ارتباطات ودوستي ها به معناي سنتي آنها وجود خارجي ندارند.
عدم وجود جامعه متحد:
جامعه ديگر مفهوم تک مرکزي قبلي را ندارد با وجود اينترنت و تلويزيون و ... کمتر رويدادي در جهان وجود دارد که افراد را دور هم جمع کند. گروههاي کوچک افراد با سليقه هاي همسو و البته اغلب به صورت آنلاين دور هم جمع مي شوند و ديگر جامعه جهاني متحد وجود خارجي ندارد چون هر کس کار خودش را مي کند. هر گروه فرهنگ خود را ابداع مي کند که شايد براي گروههاي ديگر به هيچ عنوان پذيرفتني نباشد.
حس خود بزرگ بيني مبالغ شد: راحتي برقراري ارتباط اينترنتي و تشکيل گروههاي مجازي بزرگ به برخي افراد حس خود بزرگ بيني مضاعفي مي دهد. گاهي افرادي که مديريت يک اتاق چت يا
يک شبکه اجتماعي مجازي را به عهده دارندگمان مي کنند که بزرگ ترين و مهم ترين آدم دنيا هستند
حس بندگي و وابستگي
چه کسي از دانستن اينکه همه کاربران تکنولوژي بنده آن هستند حس خوبي دارد؟ بدون تکنولوژي افراد نمي توانند با هم ارتباط داشته باشند و حتي شايد به سادگي از گرسنگي بميرند با اينکه مفهوم تکنولوژي بايد برعکس باشد يعني در خدمت انسان باشد اما در عمل انسانها بنده تکنولوژي شده اند.
گم کرده گذشته و تاريخ: ورود به عصر ارتباطات تمامي تاريخ و گذشته را به شکل درآورده که بالاخره روزي از بين خواهد رفت و بسياري از برگ هاي تاريخ ملت ها فقط روي شبکه هاي مجازي وجود دارند و شايد اين ها روزي به صفحات خالي تبديل شوند يا شايد حتي ما فراموش کنيم برخي حوادث را به اين مجموعه اينترنتي اضافه کنيم هميشه فکر مي کنيم تکنولوژي کار را آسانتر و بهتر انجام مي دهد و هميشه هم وجود دارد آيا اين فرضيه صحيح است؟
دوشنبه 30 فروردین ماه 1389